|
من از قبر و قیامت، آه آه بسیار می ترسم نمی ترسم ز هجر باغ فردوس برین، اما دلم را کرده تسخیر خودش دنیا و مافیها شنیدم در کلامی از "علی بن ابی طالب" صدای کاروان مرگ می آید مرا هر دم چو خواندم گندم از گندم بروید جو زجو؛ مردم! فغان از یار بد و از همدم آلوده ی دنیا به بهجت می رسد هرکس که از ستار می ترسد تو منشین بر سر دیوار سست آرزومندی برو "ناصح" تو زنجیر هوس از پای خود بگسل
+ نوشته شده در ساعت   توسط
|
|