سوگواره ای در معزای حضرت فاطمه سلام الله علیها

آنکس که درد دل به هوایت دوا کند
تا هست روزگار یقیناً صفا کند

روز جزا شیون و ناله نمی کند
آنکس که حق حضرت زهر ادا کند

ای منکر شفاعت زهرا و آل او
برخیز و کن نگاه که زهرا چها کند

در آخر صفِ قیامتِ کبری ملال نیست
بانوی آفتاب؛ چو ما را صدا کند

خوب و بدند در صف محشر؛ ناامید
ناگه از آن میان، فاطمه ما را سوا کند

داریم اعتقاد که درهای بسته را
زهرا بروی شیعه ی مولاش؛ وا کند

در سوک فاطمه؛به عزایش نشسته ایم
زهرا برای اهل عزایش دعا کند

«ناصح» بگو حضرت زهرا به روز حشر
آیا شود که گوشه چشمی به ما کند؟

شکر خدا که عاشق آل محمدیم
زهرا کجا پیرو خود را رها کند؟!

احمدرضا احمدی
«ناصح گلستانی»
علی آبادکتول


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

نصیحتی به فرزند

هان مبادا ای پسر از نفس خود غافل شوی
سعی وافر کن که در قرب خدا، قابل شوی

نیست دنیا جز سرابی در پی اش هرگز مرو
کوششی بنما که در دنیا تو اهل دل شوی

می رسد روزی اهل دل به هنگام سحر
ای حوش ان روزی که هنگام سحر سائل شوی

رو دمادم در پی حق و حقیقت ای پسر
بیم ان باشد مرا گر در پی باطل شوی

سوی مردان خدا رفتن نشان عاقلی است
همتی باید ترا فرزانه و عاقل شوی

خصم را در فعل و قولش نیست هرگز اعتبار
هان مبادا جانب دشمن دمی مایل شوی

خویش را از پند "ناصح" هیچ مستغنی مدان
تا که همچون سالکان راه حق کامل شوی

احمدرضا احمدی
"ناصح گلستانی"
۱۴۰۲/۹/۵


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مدعی در روز محشر دست بر سر می زند
دست بر سر مدعی، در روز محشر می زند

تا نگردی آشنا در جمع مستان پا منه
آشنای باده هردم حلقه بر در می زند

سالها رندانه بگریزم من از اهل نفاق
می گریز از هر منافق زانکه نشتر می زند

صحبت نابخردان بوی جهنم می دهد
کن رها آنرا که در جان تو اخگر می زند

زخم سر گردد مداوا، زخم دل را چاره نیست
وای از آن که او بر دل پر زخم خنجر می زند

دست خود از دامن مردان حق کوته مکن
دل بر آنکس ده که او حرف پیمبر می زند

"ناصح" هر دم می زند دم از مرام مرتضی
یا که شمشیر از پی حق همچو حیدر می زند

می نشینم روز و شب من بر سر راه کسی
که او به کام جمله ی عشاق شکر می زند

احمدرضا احمدی
"ناصح گلستانی"
علی آبادکتول
۱۴۰۲/۸/۱۸

دیوان ناصح گلستانی
https://eitaa.com/joinchat/172163488C10de957c6d


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |