|
قنبرنامه
"او علی هست و من او را قنبرم"
این نصیحت باز هم تاخیر شد رزق ما ز این مثنوی تقدیر شد
صادقانه گفته آمد مثنوی ناصحان گفتند، باشد معنوی
تا که از انسان حکایت می کنم اصل مقصد را روایت می کنم
اصل مقصد اصل راه انبیاست غیر از این ره هر ره دیگر خطاست
اصل مقصد جنت الاعلی بود رهبر این ره علی مولا بود
رو در این ره تا ترا کامل کنند تا دلت را سوی حق مایل کنند
مقصد انسان کمال است و کمال آدمِ کامل نمی یابد زوال
مقصد انسان بسوی وحدت است مستی ما از سبوی وحدت است
ما می مینای احمد خورده ایم باده از جام محمد خورده ایم
حیدری هستیم و حیدر پیر ماست تیز بر دشمن لب شمشیر ماست
دشمن از ما در هراس هست و گریز با عدو باشیم دائم در ستیز
تا توانی با عدو در جنگ باش با رفیقان یکدل و یکرنگ باش
از ظریفان زمانه دور باش همره موسی برو در طور باش
موسی دوران ما دانی که کیست؟ آرمان او تو می دانی که چیست؟
موسی این عصر " سید مجتبی" است او امیدِ انبیاء و اولیاست
آرمان او خدایی هست و بس راه او راه رهایی هست و بس
گرچه از مخلوق پنهان مانده است همچنان کوهِ قوی استاده است
حب او در جان هر ایرانی است دوری از او باعث ویرانی است
دشمن از نامش بسی دارد هراس از وجود او خدا را صد سپاس
او بود "حبل المتین" این زمان وصف او برتر بود از این بیان
او رشید است و امام و رهبر است نور چشم حضرت پیغمبر است
هر که با او عهد خود را بشکند خویش را در قعر آتش افکند
آه آه از آتش و قهر خدا آه آه از دوزخ بی انتها
تا توانی با ولی همراه باش شام ظلمانی، رفیق ماه باش
نیست زیبا زندگانی بی " ولی " زندگی زیباست با حب علی
با ولی هستم مطیع احمدم تابع حکم نبیِّ سرمدم
اعتصام من بحبل مصطفاست رهبر و پیر و مرادم "مجتباست"
تابع امر ولایش می شوم حکم فرماید فدایش می شوم
حکم فرماید عدو را سر زنم خنجری بر سینه ی کافر زنم
مفتخر باشم که او باشد ولی جانشین حضرت "سید علی"
شکر یزدان را که او شد رهبرم او علی هست و من او را قنبرم
ناصح گلستانی علی آبادکتول ۱۴۰۵/۵/۲۶
+ نوشته شده در ساعت   توسط
|
|